من آينه اي که تو را منعکس توانم کرد، بر من بتاب
هر چه دارم از تو دارم , رو سياهم, تو بتاب
| تابان |
|
Tuesday, November 05, 2002
● « اما هر انساني نه تنها خويشتن است، بلکه محل يا مقصد بي همتا، ويژه، هميشه والا و برجسته و شايان توجهي است که در آن پديده هاي دنيا فقط يکبار با يکديگر تلاقي مي کنند و نه بيشتر. »
........................................................................................دميان، هسه، 3سال از اولين باري که خوندمش مي گذره، ولي هنوز تازه است و پر از تازه ها. □ نوشته شده در ساعت 7:43 AM توسط تابان Sunday, November 03, 2002
● چو باد عزم سر كوي يار خواهم كرد
نفس ببوي خوشش مشكبار خواهم كرد به هرزه بي مي و معشوق عمر مي گذرد بطالتم بس از امروز كار خواهم كرد هر آبروي كه اندوختم ز دانش و دين نثار خاك ره آن نگار خواهم كرد چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن كه عمر در سر اين كار و بار خواهم كرد بياد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت بناي عهد قديم استوار خواهم كرد صبا كجاست كه اين جان خون گرفته چو گل فداي نكهت گيسوي يار خواهم كرد نفاق و زر ق نبخشد صفاي دل حافظ طريق رندي و عشق اختيار خواهم كرد به ياد يك دوست عزيز كه مدتي است ازش خبر ندارم □ نوشته شده در ساعت 8:00 AM توسط تابان
● همه همينطور در مورد خودشون فکر مي کنن، قبلا هم بهت جواب داده بودم که حق نداري در مورد خودت اينطور قضاوت کني.
........................................................................................راستي آزادي براي دريا چطور تعريف مي شه ؟ □ نوشته شده در ساعت 1:30 AM توسط تابان
|