من آينه اي که تو را منعکس توانم کرد، بر من بتاب


هر چه دارم از تو دارم , رو سياهم, تو بتاب


تابان


                             Saturday, January 04, 2003

● چرخ در گردش اسير هوش ماست
باده در جوشش گداي جوش ماست .
باده از ما مست شد ، ني ما از او ،
قالب از ما هست شد ، ني ما از او .

مثنوي



........................................................................................

                             Friday, January 03, 2003

● ]
خوب! فكر كردن ديگه بسه ! اگه توي اين مدت به نتيجه اي نرسيدي كه چي مي خواي ، لا اقل الان ديگه دقيقا مي دوني چي نمي خواي .
گاهي به يه مداد تراش حسوديم مي شه . هنوز كه هنوزه مردم براي تيز كردن مداد هاشون ، هر جاي دنيا كه باشن به سراغ مداد تراش مي رن . تو تمام زندگيش يه كار بيشتر بلد نيست انجام بده و تقريبا هيچ چيز يا هيچ كس تا حالا نتونسته در اون كار ازش جلو بيفته . فقط خدا مي دونه كه چقدر كارش رو دوست داره و براش ارزش قايله .
كاري هست توي اين دنيا كه توش به اندازه ي تراشيدن مداد تراش مهارت داشته باشم ؟ خدايا من اين همه سال چه كار مي كردم ؟


زندگيم خيلي ساده اس ، خيلي . بايد يه كم پيچيدگي رو به جونش بيندازم .




● راستي اينجا چه قدر خاك نشسته . هم اينجا ، هم هر جاي ديگه تو اين اطراف كه بهش نگاه مي كنم .

اگه قرار باشه فردا از امروز پيچيده تر باشه ، بايد از الان تمرين كنم .
آهاي ! من عاشق چيز هاي پيچيده ام ! چيزايي كه از بس نمي فهممشون ،‌كله ام گنده مي شه و چشمام گرد گرد گرد.



........................................................................................

                             Monday, December 30, 2002

........................................................................................

Home